تبلیغات
باشگاه فرهنگی ورزشی پیکان نمایندگی 1412 - مصاحبه اندی راگسبورگ با الکس فرگوسن

مصاحبه اندی راگسبورگ با الکس فرگوسن

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 11 اسفند 1387   07:02 ب.ظ

سر الكس فرگوسن از منچستریونایتد یكی از مربیان بزرگ جهان است. در دوره ی مربیگری

اش كه تقریبا بیش از 3 دهه می باشد؛ اوجام قهرمانان اروپا(1999 با منچستریونایتد) دو جام

برندگان جام اروپا(1983 با آبردین اسكاتلند و 1991 با منچستریونایتد) سوپرجام اروپا(1983؛1991) و جام بین قاره ای (1991) را فتح كرده است. الكس همچنین مربی سال 1999 یوفا شد. در سطح ملی او 3 قهرمانی اسكاتلند؛ 4 قهرمانی جام حذفی اسكاتلند و یك قهرمانی جام اتحادیه اسكاتلند را بدست آورده است. او مربیگری تیم اسكاتلند در جام جهانی 1986 را بر عهده داشت و با سرمربیگری منچستریونایتد از 1986 تاكنون؛ بادوام ترین مربی در لیگ انگلیس است. به علاوه الكس كه برای خدماتش به فوتبال بریتانیا به پادشاهی رسید؛ یك عضو با ارزش و دائم گروههای فنی یوفا و مجمع مربیان باشگاههای حرفه ای است. به تازگی؛ او ریاست افتخاری گردهمایی مربیان یوفا؛ طرحی كه خدمات فنی برای مربیان تمرین دهنده فراهم می كند را بدست گرفت.

 

1-       ویژگی اصلی كه یك مربی سطح ممتاز نیاز دارد چیست؟

من درباره ی آن زیاد فكر كرده ام و دلایل زیادی وجود دارند. به مرور زمان كه به عنوان مربی پیشرفت كردم؛ فهمیدم كه مشاهده یك عامل حیاتی بود. راهنمایی كردن و تماشا در یك زمان مشكل است. اگر شما بیش از حد درگیر راهنمایی تیم شوید چیزهای زیادی را از دست می دهید. من شروع كردم به اینكه چیزهای بیشتری را به كمكم واگذار كنم و خودم گهگاهی عقب بایستم. مشاهده قطعاً یك موضوع مهم برای حصول اطمینان از كیفیت بالاست و اینكه شما از یك جلسه ی تمرینی؛ آنچه را می خواهید بدست بیاورید.

دوم؛ من فكر می كنم شما به پشتكار نیاز دارید زیرا امروزه مربیگری در سطح ممتاز یك شغل آسان نیست. اگر شما صبح دوشنبه؛ پس از یك شكست؛ در جلسه ی تمرینی فاقد این ویژگی پشتكار باشید؛ این امر بازیكنان را تحت تأثیر قرار می دهد. بنابراین صبح دوشنبه؛ شما دلگرم خواهید بود؛ شما آماده اید؛ باید اشتیاق نشان دهید. من همچنین فكر می كنم كه یك مربی به خلاقیت نیاز دارد. وقتی افراد از شما می پرسند كه بهترین هدف شما به عنوان مربی كدام بود؛ شما می خواهید یك هدف كامل را كه شما را تحت تأثیر قرار داد تعیین كنید. تنظیم جلسه ی تمرینی و بازیكنانی كه آن هدف را اجرا كنند در كنترل خلاقیت شماست. سپس آنها طبق عادت آن را انجام می دهند. من به خاطر می آورم كه به عنوان یك مربی جوان بازی پرس را در مناطق مهمی از زمین كه در آن زمان ها غیر عادی بود؛ به بازیكنانم تعلیم می دادم. بنابراین؛ شما این خلاقیت را در ذهن بازیكنان قرار می دهید و او می تواند آن را به سطح دیگری منتقل كند؛ زیرا اومی داند كه هردوی شما می خواهید چیزها را امتحان كنید. شما یك عكس العمل زنجیره ای ایجاد می كنید كه بازیكنان متفكر تولید می كند و توسعه ی این امر شگفت انگیز است.

همچنین داشتن ارتباط ساده مهم است. شما جلسات تمرینی را می بینید كه در آن مربی همیشه در حال صحبت كردن است و پیام منتقل نمی شود-كلمات در باد گم می شوند. صحبت ها را ساده و مختصر اما صریح انجام دهید. آنچه پس از یك جلسه ی تمرینی هستید را به طور كامل روشن كنید. به خاطر می آورم وقتی بازیكن بودیم؛ می ایستادیم و می خواستیم درباره ی تمرین صحبت كنیم و مربی صحبت های مختلفی می كرد. صحبت كردن زیاد یك خطر بزرگ برای یك مربی است.

 

2-       شما چطور به عنوان یك مربی پیشرفت كردید؟

خب؛ من شاگرد یك ابزارساز بودم و در 22سالگی این شانس را پیدا كردم كه یك بازیكن تمام وقت شوم. من تصمیم گرفتم تا این ریسك را بپذیرم؛ اما من مصمم بودم كه شكست نخورم؛ بنابراین خواستم تا همه چیز را درباره ی بازی یاد بگیرم. من وقتی 23ساله بودم به مدرسه ی مربیگری اسكاتلند رفتم. در سال اول درجه ی B را گرفتم و سپس به درجه ی كامل خود رسیدم. من تصمیم گرفتم وقتی بازیگری ام تمام شد؛ برای مربی شدن آماده باشم. آرزوهای من فقط بر مربی یا مدیر شدن متمركز نبود؛ اما من حتماً می خواستم در فوتبال بمانم و برای آن آماده باشم. من همه ی كتابهای مربیگری را می خواندم-نه اینكه من هرچیزی را كه می خواندم كپی می كردم بلكه من كنجكاو و تشنه ی اطلاعات بودم. من خوشبخت بودم كه دوره های اتحادیه فوتبال اسكاتلند بسیار كاربردی بودند و مربیان آن حرفه ای وممتاز بودند.

 

3-       توصیه شما به یك مربی جوان چیست؟

اكثر مربیان جوان؛ بازیكن بوده اند و از جانب آژانس ها و مربیان حمایت و محافظت می شوند. اكثر بازیكنان در یك محیط مطلوب زندگی می كنند. بله؛ شما برای اینكه یك بازیكن ممتاز باشید باید فداكاری كنید. اما اشتباه نكنید. وقتی شما شما یك مربی می شوید فداكاری بزرگتری باید انجام دهید؛ زیرا شما باید تمام روزتان را بگذارید. مربیان فقط با تیم خودشان كار نمی كنند بلكه به همه جا مسافرت می كنند تا بازیكنان و یا رقیبانشان را تماشا كنند. وقتی شما وارد این بازی می شوید؛ باید بسیار سخت كار كنید-شما و خانواده تان باید فدا شوید. شما به یك اخلاق كاری ذاتی نیاز دارید. یك مربی واقعاً خوب كسی است كه از كار كردن خوشحال باشد و باور كنید كه سخت كار كردن در مربیگری در كل عمرتان؛ آسان نیست. محرك؛ اشتیاق و احساس باید درون شما باشد زیر ا  بازیكنان نیاز دارند كه تشخیص دهند شما در كارتان دقت می كنید و البته هدف این است كه بازیكنان نیز همراه شما دقت كنند. اگر مربیان جوان این ویژگیهایی كه به آن اشاره كردم و توانایی لازم را دااشته باشند؛ پس برای موفقیت شانس دارند. یك نكته ی پایانی؛ آنها باید پله پله رشد كنند؛ من دقیقاً از پایین ترین سطح شروع كردم و راهم را به سوی بالا ساختم. اما فراموش نكنید كه هركس در طول این مسیر به مقداری وقت نیاز دارد.

 

4-       امروزه بزرگترین مشكلی كه مربیان با آن روبرو هستند چیست؟

امروزه؛ بازیكنی وجود دارد كه شما باید با او رفتار كنید. به عنوان مربی؛ تنها چیزی كه شما دارید كنترل است. شما نمی توانید مسئولیت جلسات تمرینی را به بازیكنان بدهید. باید در تمرینات و در كل تیم یك نظم قوی برقرار باشد. قوانین ساده باید اعمال شوند مثل نگه داشتن وقت؛ تمركز بر تمرین و مثل اینها.

البته یك چیز دیگر فشار نتیجه است. وقتی من وارد این عرصه شدم؛ فشارهای رسانه ای كمتر از حال حاضر بود. پس از شكست هیچ یك از آژانس ها یا افراد طرف قرارداد برنمی گردند. ما بیشتر و بیشتر با توان بازیكنان مواجه می شویم. من در همه ی اینها رشد كرده ام اما یك مربی جوان باید بداند كه به طور مستقیم به این مسائل قدم می گذارد. آنها باید  راهی برای كنترل همه ی این فشارها پیدا كنند. همچنین؛ اگر شما یك رییس یا هیئت مدیره ی خوب داشته باشید؛ شما خوش شانس هستید. وگرنه؛ شما باید این وضعیت را نیز كنترل كنید. شما باید روسایتان و انتظارات آنها را بشناسید. برخی مدیران و رییسان وجود دارند كه انتظار دارند هر روز یك عنوان را برنده شوید. توصیه ی اصلی من به یك مربی جوان این است كه بر شغلش متمركز شود. همه ی عوامل محیطی را فراموش كنید؛ در سیاست درگیر نشوید و بر كارتان و بر تیمتان متمركز شوید زیرا بازیكنان بهترین سلاحی هستند كه شما دارید.

5-       آیا شما به استفاده از تكنولوژی در كمك به مربیان اعتقاد دارید؟

بله؛ من از ابزار های مختلف تكنولوژی اطلاعات استفاده می كنم زیرا همه ی اطلاعاتی كه درباره ی حریفان لازم دارم و اطلاعات دیگر را به سرعت در اختیارم قرار می دهد. در قدیم؛ شما باید به دقت نت برداری می كردید. و برای من؛ خواندن نت ها در جلسات تیم یا دادن آنها به بازیكنان غیر ممكن بود. ما اكنون در منچستر یونایتد تحلیل های ویدیویی را بسیار خوب انجام می دهیم. ما دو نفر را به صورت تمام وقت مأمور این كار كرده ایم.

 

6-       بسیاری از مربیان ممتاز یك كادر گسترده و بزرگ دارند؛ آیا شما به این كار معتقدید؟

از جنبه ی كادر فنی؛ در طول این سالها؛ خیلی چیزها پیشرفت كرده است. وقتی من اولین بار به منچستر رفتم؛ فقط یك كادر هشت نفره در باشگاه داشتم. ما یك پزشك تمام وقت نداشتیم. امروزه یك پزشك بینایی سنج داریم كه همه ی درمان های چشم را انجام می دهد. (آن خانم در بازگشت اسكولز به شرایط طبیعی پس از تار شدن بینایی اش؛ كار مهمی انجام داد). ما یك پزشك تمام وقت؛ 5 فیزیوتراپ؛ یك مربی بدنساز و یك مربی كنترل وزن داریم. من هرگز با یك گروه پشتیبان به این بزرگی كار نكرده بودم. هرچه شما با تجربه تر می شوید؛ یاد می گیرید كه تقسیم وظایف را بهتر انجام دهید. شما نمی توانید همه ی كارها را در یك باشگاه بزرگ؛ خودتان انجام دهید. برای مثال؛ درباره ی نوجوانان من آن را به دست یك آدم مناسب سپردم و فقط آنچه اتفاق می افتد را نظارت می كنم-برای من مقدور نیست كه خودم را مثل گذشته غرق در كار نوجوانان كنم.

 

7-       غیر از خودتان ؛ امروزه چه كسانی الگوهای نقش در مربیگری هستند؟

من به مربیانی نگاه می كنم كه كار سختی دارند و آن را به خوبی انجام می دهند. به مربیانی نگاه می كنم كه با باشگاههای مختلف قهرمان شده اند. به خاطر اینكه ایتالیا سال ها از نظر موفقیت پیشاپیش بقیه كشورها بوده است؛ من به شخصی مثل مارچلو (لیپی) كه جام جهانی؛ جام قهرمانان اروپا و عناوین مختلفی را در ایتالیا فتح كرده است؛ نگاه می كنم. به طور فوق العاده او دقیقاً از پایین ترین سطح شروع و پیشرفت كرد. همچنین او در طول زمان موفق شده است. فابیو(كاپلو) هم همینطور است؛ او در رم؛ آث میلان و رئال مادرید و تیم های دیگر موفق بوده است. این اساتید الگوهای خوبی برای مربیان جوان هستند و اگر آن مربیان جوان تا الان 15 سال مربیگری كرده باشند؛ آنچه را می گویم درك خواهند كرد- باقی ماندن در بطن كار آسان نیست. این كار نیازمند سلامتی؛ استقامت زیاد(شما باید مراقب خودتان باشید) و كمی شانس است. ممكن است یك مربی جوان بگوید " چطور من به سطح لیپی برسم؟ حتی اگر بتوانم؛ چند سال طول خواهد كشید؟ ". اما نمونه های خوبی از مربیان جوان هستند كه به سرعت به سطح حرفه ای رسیده اند. به رافا(بنیتز) كه به عنوان مربی نوجوانان رئال مادرید شروع كرد؛ به والنسیا رفت و سپس در لیورپول جام قهرمانان اروپا را برد؛ نگاه كنید. سپس به خوزه مورینیو نگاه كنید كه به عنوان مترجم وارد سطح حرفه ای شد؛ اما او یك آرزو داشت و تشنه ی شنیدن و یاد گرفتن بود. او جام یوفا و جام قهرمانان را فتح كرد. این مثال ها آنچه كه قابل دستیابی است را به مربیان جوان نشان می دهد. شما دو مثال خوب دیگر از مربیان جوان در فوتبال امروزی دارید؛ ماركو فان باستن(كه به عنوان سرمربی تیم ملی هلند كارش را آغاز كرد) و فرانك ریكارد(كسی كه جام قهرمانان اروپا را با بارسلونا فتح كرد). اما من دوست دارم به مربیانی فكر كنم كه زمان را سپری كردند و با باشگاههای مختلف؛ باشگاههایی كه چالش های مختلف دارند؛ موفق شده اند. اینها مربیانی هستند كه ما باید به آنها احترام بگذاریم. به آنچه آنها انجام داده اند دقت كنید؛ زیرا قهرمانی و پیروز شدن در این حرفه؛ آسان نیست.

8- آیا مربیگری یك شغل خوب است؟

من فكر می كنم كه آن به اندازه ای كه ما انتظار داریم؛ حرفه ی خوبی است؛ به شرط اینكه یك فرایند دائماً در حال تغییر در كارمان وجود داشته باشد. اما اینكه یك مربی 4بازی را ببازد و سپس بیكار شود؛ جالب نیست- این امر برای صنعت فوتبال خوب نیست مخصوصاً اگر به مربی زمان كافی برای تولید داده نشود. من آرزو می كنم كه مدیران باشگاهها و حامیان مالی به اندازه ی مربیان صبر داشته باشند. البته ما یك چیز غیر طبیعی می خواهیم. آن بازی عاطفی است و گاهی انتظارات بیش از حد بالا هستند. این امر همیشه وجود داشته است و تغییری نخواهد كرد. برای بسیاری از حامیان؛ كل زندگی با باشگاه فوتبال آمیخته است واین ارتباط روانی بسیار قوی است. بنابراین شما درك می كنید كه باختن 4مسابقه قابل تحمل نیست. به همین خاطر مربی مدام تغییر می كند. شواهدی وجود ندارد كه تغییر مداوم مربی موفقیت بیاورد. مربیانی مثل فابیو؛ مارچلو؛ آرسن(ونگر) و من نظری مخالف داریم و معتقدیم كه تداوم می تواند باعث موفقیت شود. و نیز شما وقتی مدتی طولانی در یك  باشگاه باشید؛ رابطه ی بین مربی و بازیكتن قویتر می شود.

9-       به عنوان رییس افتخاری همایش مربیان یوفا؛ آیا برای مربیان تمرین دهنده پیامی دارید؟

من فقط می توانم به زمانی كه مرد جوانی بودم و علاقه ی شدیدی به یادگیری داشتم فكر كنم. آن اشتیاق به دانستن را هرگز از دست ندادم. برای مثال؛ من یك بحث طولانی درباره ی تاكتیك های ایتالیا در جام جهانی با لیپی داشتم. من فكر می كردم كه بازی نهایی از نظر تاكتیكی جالب بود؛ او فكر می كرد بازی نیمه نهایی مقابل آلمان بهتر بود؛ و با توجه به بررسی ها او درست می گفت. نكته ی مهم این است كه ما كنجكاو بودیم و بحث می كردیم. گذشته از اشتیاق به یادگیری؛ پیام من به همه ی مربیان تمرین دهنده از جمله مربیان حاضر در همایش مربیان یوفا این است كه پشتكار داشته باشند. همه ی ما روزهای بد داشته ایم. من برخی روزهای بد داشته ام اما به اوج برگشته ام. وقتی من در آبردین بودم؛ ما یك فینال را باختیم و من دوشنبه به بازیكنان گفتم این آخرین باری است كه ما بازی فینال را می باز یم-و همانطور شد. شما باید این محرك حیاتی را داشته باشید و بر ناامیدی غلبه كنید. امروزه بازیكنان وقتی می بازند؛ احساسی مشابه با مربی ندارند-بنابراین مربی باید با این موقعیت برخورد مناسبی داشته باشد. مربیان اغلب فكر می كنند كه تنها هستند؛ اما آنها در موقعیتی مشابه با تعداد زیادی از مربیان هستند؛ این نكته مهم است بنابراین؛ با اساتید مربیگری در ارتباط باشید زیرا ما همه در یك قایق هستیم.

 



نوشته شده توسط:مهدی اسکندری



 
// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);